فراق از فراقت به جواني همگي پير شديمبي تو از وادي دنيا همگي سير شديم بي خود از حادثه ي عشق تو ديوانه و مست عاشق کوي تو گشتيم و زمين گير شديم تا که وصفي ز کمان و خم ابروي تو رفت...در پي ديدن رويت همگي تير شديم از کمان خانه ي زلفت همه بالا رفتيمدر سراشيبي ابروت سرازير شديم گو گدايان در اين خانه بيايند که مااز گدايي به در تو همگي مير شديم عاشقان همچو (( رها )) در گرو بند تو اند...جمله در حلقه ي تو در غل و زنجير شديم برای سلامتی اقامون حضرت صاحب الزمان صلوات بفرستین ممنون
برچسب:
نویسنده: نیکا نعمتی
تاريخ: پنجشنبه
29 مرداد
1405 ساعت: 14:04